|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
The Normal Girl |
| رويا |
|
سلام من ImagicGirl هستم . شغلم نويسندگيه . همه چی می نويسم . از طنز اجتماعی و حرفهای فلسفی بيشتر خوشم می ياد . از حرفهای معمولی روزمره هم همينطور. دوست دارم تعريف کنم. به غير از اون من يک کوآلا (Koala) هستم . بچه هستم هنوز بزرگ نشدم . يه جورايی به بچه های 7 يا 8 ساله می خورم اما در واقع 3 يا 4 سالم بيشتر نيست. از جادو و جادوگری خوشم می ياد . عضو باشگاه هاگوارد هستم . يک انگشتر جادوگری هم دارم که باهاش می شه يه کارهايی انجام داد. از شکلات هم خوشم می ياد و وقتی که زندگی نويسندگيم تموم شد ، می خوام برم نقاش رنگ روغن رو بوم بشم و هی رنگ اينور اونور بريزم . بعدشم می رم نوازنده می شم ، فعلا نمی دونم چه سازی بزنم. چند تا هم دوست حيونکی دارم مثل جناب هاپولی و خانم کلاغه که خانم کلاغه از جناب هاپولی بزرگتره ، دماغشم درازتره ولی يه چند وقتيه هيچ کدوم پيداشون نيست ، نمی دونم چرا. يه دونه کوچولو هم هست که کوچولو اِ و چندتا تار مو بيشتر رو سرش نيست و اونارو هم تازه می بافه بالای سرش. تو وبلاگم دو جور می نويسم : يه جور تعريفات روزمره که سعی می کنم جالب تعريف کنم ، يه جورم داستانها و تعريفهای فلسفی و شاعرانه و رمانتيکی و بعضی وقتام عجيب غريب و تلخ که فعلا از نوع عجيب غريبش بيشتر خوشم می ياد . يه سری شخصيت هم تو وبلاگم دارم که مثل توی orkut اسماشون و نوشتم اينجا و دربارشون تو ضيح دادم ، فقط يادتون باشه رفتيم اون صفحه ، اول نکته بالای صفحه رو بخونين که يه وقت خدای نکرده ، مرز بين واقعيت و خيال قاطی نشه و دچار سوء تفاهم نشين خوش بگذره ImagicGirl پ.ن : در ضمن يادتون باشه دوست دارم مردم بيان متنامو بخونن و کامنت بزارن.
|